بهينه سازي ضرايب فنريت و ميرايي تعليق خودرو تاكتيكي با در نظر گرفتن چگونگي نصب سيستم تعليق
2857

در شرايطي كه تحليل اگزرژي به نتايج مطلوبي براي محاسبات طراحي و عملكرد يك سيستم انرژي از نقطه نظر ترموديناميكي منجر مي شود، هنوز مقدار هزينه هاي ناشي از انهدام اگزرژي در اجزاي سيستم را مشخص نمي كند. محاسبه اين هزينه با كمك تحليل ترمواكونوميك در ارتقاء بهروري سيستم بسيار مفيد خواهد بود. از آنجايي كه متغيرهاي ترمواكونوميك با هزينه سرمايه گذاري اوليه و هزينه هاي مربوط به بازگشت-ناپذيريهاي ترموديناميكي در ارتباط هستند، ايجاد تغييرات لازم در ساختار يك سيستم حرارتي جهت مينيمم كردن هزينه آن در برگيرنده يافتن موازنه اي بهينه ميان نرخ هزينه مربوط به سرمايه گذاري اوليه و انهدام اگزرژي است. در اين پژوهش ابتدا مدلسازي سيكل بخار نيروگاه شهيد رجايي بازتواني شده به روش گرمايش آب تغذيه صورت گرفته و در مرحله بعد با درنظر گرفتن متغيرهاي ترمواكونوميكي اجزاي نيروگاه به عنوان توابع هدف، تغييرات بهينه شده است سپس حساسيت تابع هدف در اثر تغييرات دبي زيركش توربين هاي بخار موجود مورد بررسي قرار گرفته و بهينه ترين مقدار دبي با روش الگوريتم ژنتيك مشخص گرديده است. در نتيجه اين بهينه سازي، بهروري هزينه براي اجزاي با هزينه انهدام اگزرژي بالا 1 تا 16 درصد افزايش يافته و زمان بازگشت سرمايه اوليه مقدار مطلوب 26 ماه بدست آمده است
تحليل اگزرژي نشات گرفته از قانون دوم ترموديناميك مي باشد و جهت تحليل، طراحي و ارتقاء سيستم هاي انرژي و ديگر سيستم ها مورد استفاده قرار مي گيرد. دليل رويكرد افزايشي استفاده از اين نوع تحليل واقعيت بيشتر راندمان هاي محاسبه شده و بررسي دقيق تر و جزئي تر ناكارآمدي در يك فرآيند مي باشد. در اين پژوهش در ابتدا مدلسازي سيكل بخار نيروگاه شهيد رجايي به عنوان يك نيروگاه مناسب جهت انجام بازتواني به روش گرمايش آب تغذيه صورت گرفته و در مرحله بعد با درنظر گرفتن راندمان اگزرژي نيروگاه بازتواني شده به عنوان تابع هدف، بهينه سازي نيروگاه تغيير ساختار يافته صورت گرفته است. جهت دستيابي به اين مهم حساسيت تابع هدف در اثر تغييرات دبي زيركش توربين هاي بخار موجود مورد بررسي قرار گرفته و بهينه ترين مقدار دبي با روش الگوريتم ژنتيك مشخص گرديده و با محاسبه انهدام اگزرژي و راندمان اگزرژي تك تك اجزاي سيكل بازتواني، مقدار بازده اگزرژي كل سيستم بدست آمده است. اعمال محدوديت هاي بازتواني نشان مي دهد كه در اين روش بازتواني، اضافه نمودن يك توربين گاز 25 مگاواتي بازدهي حرارتي و اگزرژي نيروگاه را تا 5 درصد افزايش داده است، كه در نتيجه اعمال اين روش افزايش 7 درصدي در توان كل توليدي سيكل مشاهده مي شود
در اين پژوهش با هدف كاهش هزينه توليد، بهبود توزيع ضخامت و افزايش كيفيت قطعه توليدي، بهينه سازي ابعاد اوليه ورق جهت توليد يك قطعه صنعتي (كاپوت تراكتور) به طور يكپارچه با ورق فولادي كم كربن و ناهمسانگرد ST14، كه امكان توليد آن به روش كشش عميق سنتي امكان پذير نبود، مورد بررسي قرار گرفت. جهت شكل دهي قطعه مذكور از روش هيدروديناميكي با فشار شعاعي و براي بهينه سازي ابعاد اوليه ورق از روش حساسيت استفاده گرديده است. در اين بررسي پس از دستيابي به نتايج مورد نظر در شبيه سازي، با طراحي و ساخت قالب و توليد قطعه در ابعاد آزمايشگاهي، نتايج بدست آمده از شبيه سازي با نمونه هاي شكل دهي شده در آزمايشگاه مورد مقايسه و اعتباردهي قرار گرفتند. در نهايت محققين توانستند قطعه مذكور را با توزيع ضخامت مناسب و بدون چروكيدگي با حذف ناحيه فلنجي توليد نمايند
در اين تحقيق، مسير حركت تك گلوله كه شامل حركت بر روي سطح بالابر و حركت پرتابي در آسيا ميباشد، مورد بررسي قرار گرفت و تأثير كروي و غير كروي بودن ذرات روي حركت بار به صورت آزمايشگاهي و تحليلي مورد بررسي قرار گرفت. با توجه به روابط ارائه شده براي حركت تك گلوله توسط (1991) Powell، تا زماني كه نيروي اصطكاك ايستايي بين جسم و سطح بالابر به بيشترين مقدار خود(µsN) نرسد، جسم شروع به حركت نمي كند. اين حالت براي اجسام غيركروي صادق مي باشد ولي زماني كه كوچكترين نيروي اصطكاكي به گلوله وارد شود، اين نيروي اصطكاك باعث ايجاد گشتاور حول مركز گلوله مي شود كه در اين صورت گلوله شروع به غلتيدن مي كند و از حالت تعادل خارج ميشود. بررسي ها نشان داد ميزان نوسان نقطهي برخورد گلوله به آستر آسيا، با تغيير ضريب اصطكاك، ، كمتر از 4 درجه (1/232 تا 5/235 درجه) ميباشد؛ يعني با تغيير دادن ضريب اصطكاك، تغييرات زيادي در نقطهي برخورد انجام نميشود. اين در حالي است كه در روابط مربوط به Powell، تنها با تغيير 4/0 ضريب اصطكاك با توجه به صفر نبودن مقدار µs، نقطهي برخورد گلوله حدود 15 درجه (3/228 تا 4/242 درجه) تغيير مي كند.
در اين تحقيق تجزيه و تحليل تجربي بر پايه ديناميك محاسباتي سيال براي مطالعه بر روي مشخصات جريان آشفته و تحت فشار ناشي از تماس جت با صفحه مسطح زاويه دار انجام شده است. هدف از اين تحقيق بررسي رفتار جت گازهاي برشي است. در مدل عددي از روش حجم محدود استفاده مي شود. توزيع فشار و تنش برشي بر روي صفحه مسطح زاويه دار براي زواياي مختلف و براي فواصل مختلف ميان صفحه و نازل مشخص شده است. مقايسه ميان نتايج روش عددي و روش تجربي ثابت مي كند كه نتايج روش عددي از صحت كامل برخوردار است. نتايج به دست آمده نشان مي دهد، در صورتي كه فاصله افقي ميان دهانه نازل و صفحه مسطح زاويه دار در زواياي 15، 30، 45، 60، 75 و 90 درجه، به ترتيب در فواصل12/71، 11/37، 9/83، 8/11، 6/67 و 5/43 برابرقطر هيدروليكي جت باشد، تنش برشي برروي صفحه مسطح حداكثر مقدار خود را خواهد داشت. بنابراين در اين حالت جت بيشترين كارايي خود در عمل برش را خواهد داشت. همجنين با توجه به فواصل بدست آمده در زواياي فوق، رابطه بين فاصله بهينه كه ماكزيمم تنش برشي در آن رخ مي دهد و زاواياي مختلف ديگر به صورت=13/36018-[0/0826701xi] yi مي باشد
وروديهاي هواي مافوقصوت بمنظور كاهش سرعت هواي ورودي به موتور از مافوقصوت به مادونصوت، طراحي و ساخته مي شوند. بدين منظور بايد هوا را با كمترين مقدار افت و پسا بهمراه مقدار مشخص فشار و سرعت با بهترين كيفيت و يكنواختي، به موتور برسانند. كه اين كار، بسته به عدد ماخ پروازي، بوسيله ي آرايشي از امواج ضربهاي در دهانه ي ورودي انجام مي شود. ايجاد هرگونه اغتشاش در پارامترهاي جريان و هندسه ورودي ممكن است اين آرايش را برهم زده، بر راندمان ورودي تأثير گذاشته و در شرايط بحراني تر باعث برهم زدن پايداري در وروديها گردد. در اين پژوهش تأثيرات اغتشاشات هندسي روي سطح دوك (Spike) بررسي شده است. بدين منظور شبيه سازي عددي جريان هوا در يك ورودي هواي متقارن انجام شده است. ابتدا دقت نتايج حاصل از شبيه سازي با نتايج تجربي براي هندسه بدون اغتشاش مقايسه شده و پس از تأييد مشخصههاي حل عددي، اغتشاش در حالات مختلف به شبيه سازي اضافه شده است. سپس اثر موقعيت و شكل هندسي اغتشاش، بر روي پارامترهاي عملكردي ورودي هوا بررسي و تحليل شده است. اين بررسي ها نشان دهنده تأثير قابل توجهي است كه موقعيت و اندازه اغتشاش بر آرايش امواج ضربهاي جلوي ورودي دارد؛ و بسته به اينكه اغتشاش در بالادست يا پاييندست موج ضربهاي عمودي دهانه قرار داشته ، مقدار افت فشار و پساي متفاوتي مشاهده شده است
به منظور مطالعه فرسايش شيميايي عايق كربن- كربن نازل در موتور راكتهاي سوخت جامد در شرايط عملياتي، يك چارچوب عددي انتخاب و مورد بررسي قرار گرفته است. فرمولبندي بر حسب ديناميك سيال حرارتي در جريانهاي واكنشي چندجزئي، واكنشهاي غيرهمگن در سطح نازل، فناشوندگي عايق و خصوصيات مواد نازل انجام ميشود. براي جلوگيري از سوختن محفظه در اثر عبور گازهاي داغ و ممانعت از كاهش استحكام بدنه، بايد از عايقهاي حرارتي استفاده گردد. از آنجايي كه سايش تا حدودي منجر به تغيير هندسه و شرايط مرزي مي گردد و استحكام محفظه را كم مي كند. بنابراين عايق مناسب، در كارايي موتورهاي راكت پيشران جامد نقش بسزايي دارد. در اين مقاله به بررسي و محاسبه انتقال حرارت و سايش عايق مورد استفاده در سازههاي هوافضا پرداخته شده است. بدين جهت معادلات حاكم، شرايط مرزي و نرخ پسروي سطح بررسي و از روش نيوتن رافسون براي حل معادلات استفاده شده است. ورودي برنامه شار حرارتي بوده و نرخ پسروي سطح با استفاده از اصول سنتيك شيميايي محاسبه شده و نتايج حل عددي بدست آمده با مراجع مقايسه شده است. نرخ فرسايش مطابق روند نشان داده شده توسط توزيع شار گرمايي است و در منطقه گلوگاه شديدتر ميشود.
در اين پژوهش به بررسي فرايند عيبيابي در يك ورق دوسر گيردار به كمك آناليز مودال ارتعاشاتي و تبديل موجك يكبعدي پيوسته پرداخته شده است. در اين بررسي تابع موجك مورد استفاده تابع كويفلت 2 با چهار نقطه محو مي باشد. در ابتدا به منظور عيبيابي به كمك تبديل موجك، ورقي آلمينيومي با عيوبي در اندازههاي مختلف توسط روش المان محدود تحت آناليز مودال قرار گرفته و شكل مود اول آن محاسبه شده است. سپس اين شكل مود تحت تبديل موجك قرار گرفته است. در ادامه به بررسي تجربي فرايند عيبيابي در يك ورق آلمينيومي با عيوبي به عمقهاي مختلف پرداخته شده است. عيوب به كار رفته در هر دو مسأله به صورت قائم و موازي با اضلاع كناري ورق مي باشند. در انتها به معرفي روشي براي يافتن عمق تقريبي عيوب در حالت تجربي، به كمك روش المان محدود و ضريب شدتي پرداخته شده است
تعداد صفحات : 411